از حوادث درس بیاموزیم!
وقتی سخن از کمبودها مطرح شد بلادرنگ لیستی بلند بالا از کاستی ها به ذهنم رسید که بعضی از معمول ترین کاستی ها را در ادامه ذکر نمودم: مسیرهای قدیمی و نا ایمن که بعضی از آنها بدون در نظرگرفتن اصول گشایش مسیر و رول کوبی گشوده شده است،کمبود ابزار،کمبود یا شاید نبود! مربی سنگنوردی در سطح استان!!،سطوح آموزشی پایین بدلیل کمبود مربی،عدم برگزاری دوره های کارآموزی علی رغم نیاز مبرم به آموزش به عنوان اصل و پایه ی توسعه و پیشرفت،به رسمیت نشناختن جامعه سنگنوردان استان که مستقل از جامعه کوهنوردی هستند،فراموش شدن سایر گرایشهای کوهنوردی که نمیتوان آنها را از کوهنوردی جدا دانست و.....کمبود و یا نبود هرکدام از عوامل فوق چه تاثیری بر روند این ورزش در سطح باشگاه،شهر و حتی استان خواهد گذاشت؟!
با توجه به ماهیت فنی و ریسک بالای سنگنوردی نسبت به کوهپیمایی،اولین تاثیر این کمبودها بر ایمنی سنگنورد نمایان خواهد شد.
دو راهکار جهت ارتقای ایمنی و عدم بروز مشکل وجود دارد:1-تامین و رفع کاستی های فوق که پر هزینه اما ماندگار خواهد بود. 2-پاک کردن صورت سوال،بدین معنی که بگوئیم بدلیل کمبودهای موجود فعلا کسی سنگنوردی نکند!!!که این راه بسیار کم هزینه(از لحاظ مالی) اما اثرات آن بسیار پرهزینه(جانی)خواهد بود.متاسفانه زیادند افرادی که بدون حضور در کلاسها و دوره های آموزشی و صرفا با تکیه بر کسب تجربه از طریق دیدن،اقدام به انجام کارهای فنی و پر ریسک میکنند.بدون آنکه از اصول اولیه کاری که انجام میدهند،کوچکترین اطلاعی داشته باشند.براستی اگر دیدن برای یادگرفتن کافیست پس حوادثی که در کوهستان رخ میدهند بابت چیست؟!آیا افراد حادثه دیده نابینا بوده اند؟! سوال اساسی اینجاست که اگر افرادی که آموزشهای لازم را ندیده اند و طی این سالها با چاشنی شانس از بستر حوادث جان سالم به در برده اند،میتوان آنرا دلیل بر تجربه زیاد یا مهارت کافی آنها دانست و صرف خوش شانس بودن دیگر نیازی به آموزش ندارند؟! برای مثال رول کوبی،آیا سوراخ کردن سنگ و زدن چند ضربه چکش به پشت بولت تمامی آن چیزیست که شخص هنگام گشایش مسیر باید بداند؟!! یا اصل اساسی حمایت کردن که مهمترین حلقه در زنجیره صعود است،آیا فقط عبور دادن طناب از داخل ابزار و گرفتن امتداد طناب را میتوان حمایت دانست؟!!فقط کافیست نگاهی به لیست بلند بالای حوادث کوهنوردی(اعم از هیمالیانوردی،سنگنوردی،غارنوردی و...) طی سالهای اخیر بیاندازیم.با بررسی سوابق افراد حادثه دیده میتوان فهمید که حادثه،در هرمکان،هرزمان و با هر سطح آموزشی که داریم ممکن است رخ دهد.پس پیشگیری از آن شرط عقل میباشد.جهت ملموس شدن اهمیت این مطلب به شرح حادثه مرحوم مقیمی میپردازم:
شرح حادثهعصر جمعهی ۱۴ مهر ۱۳۹۱
امیرحسین مقیمی سنگنورد جوان کرجی با همطناب خود مسیر ntm (سه طول) در دیواره پل خواب(واقع در جاده چالوس) را صعود میکنند و در هنگام فرود از طول دو (۲۸ متر) ابتدا همطناب امیر مسیر را با یک حلقه طناب ۵۰ متری به صورت دوبل فرود میآید و وقتی نوبت امیر میشود، او بدون توجه به باز بودن انتهای طناب ،با سرعت از طناب خارج میشود، با سکوی کارگاه اول برخورد میکند و به پایین دیواره سقوط میکند، سنگنوردان حاضر در پای دیواره بهسرعت به بالای سر او میروند و درخواست آمبولانس میکنند. کمی بعد از حرکت آمبولانس یکی از همراهان اطلاع میدهد که امیرحسین پیش از رسیدن به بیمارستان جان میسپارد.

بررسی حادثه
طول دوم مسیر، ۲۸ متر است و طناب مورد استفاده ۵۰ متری بوده است که در حالت دولا ۲۵ متر میشود و بنابراین انتهای دوسر طناب تا سکوی کارگاه اول ۳ متر فاصله دارد و اگر طناب حدود ۱ متر هم کش آمده باشد، باز ۲ متر آخر مسیر را باید به صورت دست به سنگ فرود آمد. (کاری که نفر اول انجام میدهد)
این کار با اینکه اساسا غیرایمن و خطرناک است ولی اگر در فرود بخش آخر مسیر (پای دیوار) انجام شده بود خطر کمتری داشت ولی فرود بر روی سکوی کارگاه اول انجام میشود و احتمال سقوط به پای دیواره وجود دارد و این همان اتفاقی است که افتاد. در این مورد حتما باید از طناب ۶۰ یا ۷۰ متری استفاده میشد که دیوارهنورد را تا روی سکو فرود آورد. ضمن اینکه استفاده از دو حلقه طناب برای کار بر روی دیواره توصیه میشود.
متاسفانه صعود و یا فرود سلو(انفرادی) بر روی بعضی از مسیرها به امری رایج تبدیل شده که اینجا به مرگ امیرحسین مقیمی منجر شد و همینطور در نوروز سال ۱۳۸۹ بر روی دیوارهی سرطاق در کرمانشاه به سقوط فاطمه عزیزخانی و آسیب جدی او منجر شد. (فاطمه عزیزخانی پس از سه سال هنوز از روی ویلچیر برنخاسته است.)
فرودهای سریع و نمایشی در سالهای اخیر چه در سالنهای سنگنوردی و چه در طبیعت و بر روی دیوارهها بسیار رایج شده است. امیرحسین مقیمی اگر هم فرودی نمایشی نداشت، اما بسیار سریع فرود میآید! آن چنان که سکوی کارگاه اول مانع سقوط او نمیشود.

انتخاب همطناب چقدر میتواند در صعود مطمئن و ایمن نقش داشته باشد؟هم طناب شدن یعنی رشته زندگیتان را به "هارنس" دیگری گره زدن.آیا به هر کسی میتوان جهت انجام این مهم اعتماد کرد!حضور در کوهستان در هرسطحی گرانبهاست،که البته گاهی میتواند همراه تجارب خیلی گران باشد!!این محیط چنان سرشار از انرژی است و طبیعتی چنان زیبا شما را در بر میگیرد که انسان را غرق خویش میسازد و میتواند تا مدتها انرژی و انگیزه فعالیت روزمره را فراهم نماید.این حالت بخصوص در هنگام سختی و مشقت بیشتر به چشم می آید.ولی متاسفانه این جادو گاهی سبب میشود که فرد همه دانسته های خود را کنار گذاشته و بر خلاف عقل سلیم و اصول کوهنوردی،رفتارهای نادرست و بحران آفرین انجام دهد که گاهی نتایج فاجعه باری بهمراه دارد و نه تنها از مزایای حضور در آن محیط بهره ای نمیبرد،بلکه خود و خانواده و اطرافیان را دچار رنج و عذابی طولانی میکند.پرداختن هزینه کسب چنین تجربه ای بسیار گزاف و غیر منطقی است.
خردورزان همواره به عاقبت کار خویش می اندیشند،نه عاقبت شخص خویش
--------------------------------------------------------------------------
منابع: http://www.ghajer.com/news/show/1440
مجله کوه.شماره 69
نیما یساری (کمیته آموزش)
... [ باشگاه كوهنوردي بلنداي كوهستان ] ...